سخن بزرگان
بخشش آن است که چیزی بدهید، که بدان نیازمندتر باشید...
هر گاه ببخشید، چشمهایتان را از آنکه به او می دهید بر گردانید! تا برهنگی شرم و حیای او را نبینید...
فرق میان غنی ترین اغنیا و فقیرترین فقرا، در گرسنگی و تشنگی است...
غالبا از فردایمان قرض می گیریم، تا دِین دیروزمان را بپردازیم
یکبار، پابلو پیکاسو، نقاش و مجمسه ساز مشهور در مورد توانائیهای خودش صحبت می کرد و می گفت: مادر من همیشه به من می گفت که اگر در زندگی یک سرباز باشی، در آینده تبدیل به یک ژنرال خواهی شد. و یا اگر یک تارک دنیا باشی، در آینده تبدیل به پاپ می شوی و به جای همۀ اینها من نقاش شدم و امروز هم یک پیکاسو هستم، البته هیچ از این بابت احساس حقارت و سرخوردگی نمی کنم! اما پیکاسو در ادامۀ صحبتهایش موافقت و تأیید خود را دربارۀ آنچه که آبراهام لینکن گفته است، خاطر نشان می سازد. "هرچه که هستی، بهترینش باش." و آبراهام لینکن با زندگی خود حکمت این اندرز را ثابت کرد.
و اما در روزهایی که ما به سر می بریم و اکثر انسانها به اعتدال و میانه روی قناعت می کنند، به انجام رساندن آنچه آبراهام لینکن گفته است مستلزم داشتن اشتیاق شدید برای رشد یافتن و بهتر شدن است. من فکر می کنم این به ما کمک خواهد کرد تا به خاطر بسپاریم که "عالی ترین و بهترین بودن را نمی توان در پایان یک مسیر و یا همانند مسافری که در آخر به مقصد خود می رسد بدست آورد." در واقع بهترین بودن و بهترین ها را به انجام رساندن، برای آنانی که پند آبراهام کینکن را می شنوند و می فهمند، یک عادت می باشد. Frederick Loewe آهنگساز و موسیقدان مشهوری می باشد که از آثار موسیقی او می توان My Fair Lady و همینطور Gigi و Camelot را نام ببریم. ولی آنچه که شایان توجه می باشد این است که Frederick Loewe از ابتدا یک شخص مشهور نبوده است. او نواختن پیانو را زیر دست اساتید بزرگ موسیقی در اروپا آموخت و در سالهای آغازین کارش بعنوان موسیقیدان و آهنگساز موفقیتهای چشمگیری بدست آورد. اما وقتی که به ایالت متحدۀ آمریکا مهاجرت کرد، بعنوان یک استاد موسیقی نتیجۀ جالبی بدست نیاورد و در آخر شکست خورد. برای مدتی دست به هر کاری زد و حتی سخت ترین حرفه ها را تجربه کرد. کارهایی از قبیل جستجوی طلا و یا نبرد بر روی رینگ بوکس. اما هرگز از رؤیای خود دست برنداشت و همچنین به نواختن پیانو و ساختن آهنگ ادامه داد.
در طی آن سالهای سخت بی پولی، که او حتی قادر به پرداخت قسطهای پیانوی خود نیز نبود، یک روز در حالی که بر روی کلیدهای پیانو خم شده بود، با قلبی شکسته می نواخت. او هیچ چیزی نمی شنید، مگر صدای موسیقی که با روح و قدرت خاصی که هرگز در خود ندیده بود و سراغ نداشت و خود نوازنده آن بود. وقتی که کارش به پایان رسید و سر خود را بلند کرد و به بالا نگاهی انداخت، ناگهان یکه خورد، زیرا متوجه شد که در تمام این مدت تماشاچیانی داشته است. آنها سه مرد بودند که بر روی زمین در مقابل پیانو نشسته و با صدای موسیقی خود را به راست و چپ حرکت می دادند. آنان هیچ کلامی بر زبان نیاوردند و هیچ حرکتی اضافه نکردند و در عوض جیبهای خود را گشتند و پولهای خود را روی هم گذاشتند. قسط پیانوی فرانک را فراهم کردند، آن را روی پیانو گذاشتند و بدون اینکه دیگر پولی داشته باشند، آنجا را ترک کردند. این افراد تحت تأثیر موسیقی قرار گرفتند و درک کردند که آن عالی و بهترین است و در مقابل آن نیز عکس العمل نشان دادند. یک عکس العمل هر چه که هستی، بهترین باش.
اگر کاری را که انجام میدهی، ارزش سعی کردن را دارد و اگر باور داری که شخص با ارزشی هستی، پس نمی توانی به این قانع شوی که میانه رو و عادی باشی، یعنی نه خوب و نه بد! اگر در این زندگی تصمیم گرفته ای که در راه "بهترین بودن" قدم برداری، بهترین سعی خود را برای به انجام رساندنش بکن و عالی ترین و بهترین را نیز از آن دریافت کن و بعد خواهی فهمید که رضایت حقیقی در زندگی چیست
هر چه بیشتر عمر می کنم بیشتر اطمینان پیدا می کنم که تفاوت عمده انسانها، تفاوت بین انسان ضعیف و قوی ، بین انسان بزرگ و کوچک میزان توانایی یا اراده استوار و خلل نا پذیر آنهاست. به این معنی که انسان قدرتمند هنگامی که هدفی را برای خود مشخص می کند دو راه بیشتر پیش رو ندارد: یا مرگ یا پیروزی
مفهوم واقعی زندگی، شنا برخلاف جهت رودخانه است؛ یک تلاش مداوم و مقدس برای غلبه بر تمامی ناملایمات.
- لذتی که درد، در اصرار به ادامهی زندگی دارد شادی نه!
- قاطعیت در زندگی یعنی جواب رد به آن چیزهایی که نمیدانی یا انجام آنها از توان تو خارج است.
- در شادترین لحظات زندگی، از دردها و غمها نیز سپاسگزار باشیم.
- زنگار غم، بر آیینهی هر دلی نمینشیند، او قدر خود را خوبِ خوب میداند.
- خبیثترین مخلوق خدا را کسی بدانید که لحظهای، فقط لحظهای برای رسیدن به سرمنزل مقصود، دلی را دچار رنجش کند.
- قبل از مؤاخذهی شیطان، خود را مؤاخذه کنیم.
- از فرهنگ لغت ذهن و اندیشهی خود، واژههایی چون «ولی، اما، شاید، حدس میزنم و...» را حذف کنیم.
- برخی خانمهای خانهدار، یکهزارم وقتی را که در آشپزخانه میگذرانند، اگر صرف تربیت کودکان خود میکردند، قطعاً شمار ابنسیناها و ادیسونهای ما، از شمار زندانیان ما بیشتر بود.
- هنر انسانبودن و انسانماندن، یک هنر منحصربهفرد است.
- ریشهی عشقهای بیاندیشه، تنها و تنها در سرزمین ذهنهای نادانی بارور میشود.
- شاید باورکردن آن سخت باشد اما همیشه این مرگ نیست که به سراغ ما میآید، گاه خود به استقبال مرگ میرویم.
- اگر کسی به اشتباه خود اعتراف کرد، به احترام او، از جای برخیزید و متواضعانه کلاه از سر بردارید.
- بکوشیم اگر اول نمیشویم، لیاقت اولشدن را داشته باشیم یا دستکم لیاقت اولشدن را در خود بهوجود آوریم.
- نزدیکترین راه برای رسیدن به هدف، شاید بهترین راه باشد اما لزوماً بیخطرترین و مطمئنترین راه نیست
✍️ سردفترسابق، وکیل لاحق⚖️